ویژه نامه سالگرد شروع به کار وبلاگ "ناتر بهشت کوهستان " - 1

 .........................................................

بازتاب سفر فرماندار به روستای گردشگری ناتر در خبرگزاری فارس

 .........................................................

گزارش فارس از بازديد مسئولان چالوس از يك روستاي گردشگري؛
«ناتر» با مشكلات دست و پنجه نرم مي‌كند
 
فارس در ناتر

خبرگزاري فارس: بررسي مشكلات روستاي گردشگري ناتر مازندران موضوع بازديد مسئولان چالوس از اين روستا بود.

برای خواندن گزارش تکمیلی خبرگزاری  فارس بر آدرس زیر کلیک کنید...

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8912050004

ویژه نامه سالگرد شروع به کار وبلاگ "ناتر بهشت کوهستان " -2

......................................................... 

یکی از دغدغه های من از ابتدای راه اندازی وبلاگ " ناتر بهشت کوهستان " این بود که از توان همه همولایتی ها در این وبلاگ استفاده شود، در ابتدای قضیه نیز چند پست را به نگارش یا عکسهای وبلاگ نویسان ناتری اختصاص دادم، اما این مسئله به همین خلاصه شد و این ارتباطات مقطعی گردید، چند روز پیش از علی آقا مجید ناتری شروع کردم و ایشان نیز محبت کرد و چند سطری برایمان نگارش کرد، از همه عزیزان درخواست دارم تا در این مسیر همراه و همیارمان باشند، اما نوبتی هم باشد نوبت خواندن مطلبی از ع م ن یعنی همان علی آقای ما است.

 ......................................................... 

بچه هاي قديم عليگاسر

اون قديم نديما ! البته منظور يكي دو دهه قبل وقتي بعد از امتحانات خرداد ماه از تحصيل فارغ مي شديم دلمون هواي ناتر و علي گاسر مي كرد، چه ايامي خوبي با سعدي و بابك داشتيم،
اول صبح با چند تا قرص نان ، يك كتري رنگ و رو رفته و مقداري چاي سه مشت نشان راهي ككي چشمه مي شديم و بعد از خوردن صبحانه يك صعود تا كلامشت داشتيم جايي كه عليگاسر با منازل مشهدي شجاع ، آقاي نصيري ، حاجي نامدار ، آقا برار، ميرزاحكمت ، حاج اصغر ، آقا سلمان ، آقا مرتضي ، عمه تاج نساء ، حاجي نورالدين وتني چند ديگر ... خود نمايي مي كرد واقعا ديدني بود،
خلاصه براي ناهار به خونه هايمون مي رفتيم تو راه هم زنبور هاي كندو داران مهاجر يه حالي به ما مي دادند .

ناتر ناتری ناترج
عصر هم كه جون مي داد براي گلي كاچ و كايت بازي (اينقدر تو سر و كله هم مي پريديم كه نگو)غروب هم مي رفتيم بالاي جاده و به مسافرهاي عمو نياز ، كربلايي عباد ، ميرزا و حسن با شور و ذوق زياد دست تكان ميداديم ، اصلا نمي فهميديم كي شب شده !
حالا راه ككي چشمه بسته شد ، بادي اجازه وزيدن ندارد ، از همسايگان قديمي خبري نيست عليگاسر يا همان شمس آباد شده اقامتگاه تابستاني برادران ....... و ............. !

......................................................... 
ضمن تشکر از علی مجید ناتری نکته جالب اینکه ایشان در پایان نوشته اش اینچنین ثبت کرده است: "حاج بابک این هم خاطره درخواستی شما (هم بازی قدیمی) "

.........................................................

ویژه نامه سالگرد شروع به کار وبلاگ "ناتر بهشت کوهستان " -3

محمد حسین ملایی کندلوسی خبرنگار و فعال رسانه ای :

در كنار كجور، ناتر هم وطن من هست...وطن پاك و معصوم با مردماني پاك و بي ريا

من براي اولين بار بود كه به روستاي ناتر رفتم.اين سفر رو هم دوست خوبم بابك شمس ناتري باعث شد.وقتي شب قبل از سفر در مغازه يكي از دوستان به من گفت فردا بيا بريم ناتر چون مسوولين چالوس براي بازديد ميخواهند بيايند اولش مردد شدم چون اون روز براي پوشش خبري مسابقه فوتبال ليگ دسته دو كشور ورزشگاه نوشهر بودم و خيلي خيلي خسته بودم.

ناتر وطن دوم من

اما نميدانم چي شد كه نيروي غريبي منو به اين سفر ترغيب كرد و منم فرداش با ساير همكاران در نشريات شمال كشور به همراه بابك شمس و مسوولين به ناتر رفتيم.وقتي پامو از ماشين روي زمين ناتر گذاشتم حس عجيب و بسيار خوبي بمن دست داد.خيلي انرژي گرفتم.همه از سرما خودشونو جمع و جور ميكردند تا بيشتر سردشان نشود اما من بي آنكه بدانم، محو سرزمین ناتر شدم.

بوي خاك و جنگل و طبيعت منو مست و مدهوش خودش كرد.در روستاي ناتر به همراه مسوولين و همكاران رسانه اي و اهالي مهربان و مهمان نواز ناتر حركت كرديم تا مسوولين بتوانند از نزديك با اين روستا و مشكلات و موانع بر سر راه توسعه و آباداني ناتر رو ببيند.

راستش من كه محو طراوات و معصوميت و پاكي ناتر شده بودم كمي جلو تر حركت مي كردم و در عالم خودم حسابي از ناتر دلربا ديدن ميكردم. دقيقا يادمه وقتي خيلي جلو تر از جمعيت مسوولين و اهالي ناتر در آن برف دوست داشتني حركت ميكردم يكي از توي اون جمعيت گفت اون ( يعني من ) كيه همونجور داره ميره.آخه همه سعي داشتند آروم حركت تا گل و لاي به لباسشون نچسبه.اما حقيقت اين بود كه من اون لحظه واقعا خودم نبودم.سر سوزني سرما رو هم حس نمي كردم.طبيعت فوق العاده معصوم ناتر تمام وجودمو تسخير كرده بود.

كاملا و آشكارا نيروي محبت و عشق را از زمين ناتر و از طريق پاهايم به تمام بدنم رخنه كرده بود و گرماي لطيفي بدنم رو فرا گرفت.وقتي به نگاههاي پر از معصوميت و  پر از مهر و سرشار از عشق و پاكي اهالي بزرگ و كوچك ناتر رو ديدم بغضم گرفت چون اين عشق و پاكي همان چيزي است كه مردم در شهرهاي بزرگ و كوچك به دنبالش هستند تا بلكه روح و جسم خسته از زنگار نيرنگ و دورويي شهر را از تن خود بزدايند.
اون روز خيلي بغض كردم اما سعي كردم اون رو در خودم نگه دارم تا كسي نبيند.نميدانم كسي متوجه اين بغض من شد يا نه اما مهم اينكه اون روز تازه فهميدم كه عشق حقيقي چيست؟

ناتریمردم ناتر شايسته بهترين ها هستند.هرچه براي آنها قدم مثبت برداشته شود بخدا قسم مصداق بارز « بهشت را نديده خريد ‍‍» است.
احمد شاملو در يكي از مصرع هاي خود مي گويد « عشق را در پستوي خانه نهان بايد كرد » اما من در همين جا به اين شعر چنين پاسخ مي دهم : « عشق را بايد آشكار و جاري ساخت »
كاش اين شاعر بزرگوار روستاي بهشت آساي ناتر و مردان و زنان و كودكانش را از نزديك مي ديد تا بداند كه مردم ناتر چگونه عشق را به جاي نهان كردن
در پستوي خانه آن را با جرات و شهامت و محبت بي مثالشان جاري و به همگان بدون چشمداشت هديه مي كنند. دراين دنياي پر از حقه و نيرنگ و دروغ، عشق در پستوي خانه نهان نيست.هنوز عشق واقعي و پاك و خالص وجود دارد و اين را مردم مهربان و دوست داشتني روستاي گردشگري ناتر ثابت كردند كه نبايد عشق را در پستوي خانه نهان ساخت بلكه بايد عشق را جاري و ساري كرد و به همه حيات و جان تازه بخشيد.
حالا در كنار كجور ، ناتر هم وطن من هست.وطن دوم من.وطن پاك و معصوم با مردماني پاك و بي ريا.

حال اكنون آنهايي كه دستي بر آتش دارند و اگر وجودشان سرشار از عشق و محبت و پاكي است اگر براي روستاي گردشگري اما محروم ناتر گامي بردارند مطمئن باشند خير و نيكي آن را هم در اين دنيا و هم در آن دنيا خواهند ديد  و اگر بي توجه از كنار مشكلات و محروميتهاي ناتر بگذرند باز هم مطئمن باشند كه آه دل طبيعت معصوم ناتر، دامنگير آنها در دنيا و آخرت خواهد شد.

پس ديگر جاي هيچگونه بي توجهي نيست.دوست دارم وقتي براي دومين بار به وطن دومم يعني ناتر مي روم ديگر آن محروميتها و آن دستان پينه بسته و به رنج خو گرفته و آن چهره هاي رنج كشيده از زمانه  را و آن نگاههاي معصوم كودكاني كه با نگاهشان از ما درخواست بهترين امكانات تفريحي و آموزشي طلب مي كردند را در ناتر نبينم و تنها شادي و لبخند و سايش دوچندانشان را ببينم.

 .........................................................

با تشکر از این دوست خوب و فرهیخته ام که اینچنین مرا غافلگیر کرد...محمد حسین عزیز اشکانم را جاری کردی ... فقط می توانم از ته دل این را بگویم به دستانت ...آری همان دستانی که برای ناتر قلم زدی بوسه می زنم...به همه آنانی که دلشان برای آبادانی و توسعه کوهستان می سوزد درود می فرستم...

 .........................................................

ویژه نامه سالگرد شروع به کار وبلاگ "ناتر بهشت کوهستان " -4

کامبیز شمس ناتری رییس شورای اسلامی روستای گردشگری ناتر:

كار كردن براي وطن پدري يك وظيفه و خدمت به خود است، نه ديگران .

با درود .
              ما بنا داريم بر عمران و آبادي خويش                            تا نگه داريم اين ميراث اجدادي خويش
وقتي اولين بار اين شعر را دايي خداداد نوشت با آنكه سواد و تحصيلات ادبي دانشگاهي ندارد با خودم گفتم همين يك بيت يعني هنر عشق ورزي به موطن ، يعني همت والاي رجعه به وطن ، يعني عشق به آنچه در خاطر مانده ، ارزوي بعيد اما ممكن و . . .
و همواره از موقعي كه بنام يك ناتري پا در عرصه خدمت به ناتر گذاشتم با تمام مشكلات كه همه واقفند و بعضي هم فارغند ... با تمام خستگيهاي زندگي روزمره خانوادگي ، شركت ناتر ، تاكسيراني ، شورا ، درس دانشگاه و . . . سعي كردم همه را بر اين باور برسانم كه كار كردن براي وطن پدري يك وظيفه است و اين خدمت به خود است نه ديگران .ناتر
و وقتي مي بينم كه بابكها و غلامرضاها و ديگر همولايتي هاي عزيزم غيرتمندانه با صرف اعتبار خويش و هزينه هاي شخصي در اين مهم ياورمان شده و از ما پيشي گرفتند با خودم ميگويم خدا را شكر حداقل قطره باران محبت و غيرت به مثال يك نهر درآمده كه در صورت ادامه روند در آينده درياي خروشان همت ، غيرت و عشق به آبادي روستاي پدري چه بدعتهاي زيبايي را شامل و چه بدعتهاي ناشايستي را معدم مي كند ... به اميد آنروز .
اما حسين جان كندلوسي از كوزه همان تراود كه از اوست . من مي ديدم كه چقدر مشعوف بودي از منظره بكر ناتر و ديدم كه چقدر متأسف از اين همه نديدنهاي مسوولين .
ميدانم كه ناتر را نيز مانند كندلوس پر افتخار مي بيني . اما اين كجا و آن كجا . كندلوس در سراشيبي ترقي و رشد است و ناتر در سر بالايي شناخت و اراده خودشناسي كه انشاء الله با حمايت شما دوستان اين روند سهل تر شود .
يك روايتي است كه ميگويد ارزش يك دوست از برادر هم بيشتر است ( با احترام به همه برادران ناتريم ) و دليلش هم اين است كه برادر را خدا برايت انتخاب ميكند اما دوست را خودت انتخاب ميكني . به جرگه دوستانمان خوش آمدي .
ما به كندلوس افتخار ميكنيم و به قول هم محلي خوبت كه : آسفالت دنده 4 شني ، جاده خاكي ر يا نكن .
حاج بابك جان قرار بود باتفاق داش غلام و همكاري ديگران زحمت بكشيد اين كانون جوانان ناتر را هرچه سريعتر بنيان نهيد كه جوانان ناتر تشنه رشدند . ما كه پير شديم .
بدرود

 .........................................................

با تشکر از کامبیز شمس ناتری رییس محترم شورای اسلامی روستای گردشگری ناتر که هر از چند گاهی بانیان وبلاگ "ناتر بهشت کوهستان" را مورد لطف قرار می دهد ...از ایشان و همکارانشان تشکر دارم... امیدوارم که با پیگیریهای لازم این عزیزان مسیر توسعه و آبادانی ناتر هموارتر شود ... 

لازم به ذکر است که اقدامات در خصوص ثبت موسسه مردم نهاد جوانان دوستدار توسعه و آبادانی ناتر

 مد نظر است که به امید حق پیگیری می کنیم.

 .........................................................

ویژه نامه سالگرد شروع به کار وبلاگ "ناتر بهشت کوهستان " -5

 

......................................................... 

یکی از ثمرات راه اندازی وبلاگ " ناتر بهشت کوهستان " این بود که ناتریها و دوستداران ناتر با یادآوری خاطرات تلخ و شیرین  فضایی را برای ما ایجاد کردند که به عنوان یک پشتوانه دلگرم کننده و یاریگر به کار خود با انرژی ادامه دهیم.کاری که آبادانی و توسعه کوهستان بویژه ناتر در راس اهدافمان بود.

در این راستا بنا را بر این موضوع استوار کردیم تا در کنار معرفی روستای ناتر به اخبار قدیم ، جدید و کسانی که در هر حوزه ای تلاش کردند بپردازیم. در فعالیت های اجتماعی، فرهنگی، هنری و ... ورود پیدا کرده تا بتوانیم ناتری آبادتر از گذشته داشته باشیم و نمی دانیم که تا چه اندازه موفق بودیم و به واسطه همین است که خواهشمندیم نقدهای خود را بگویید و کاستی ها را اطلاع رسانی کنید...

چندی پیش دو پست در خصوص فیلمهایی که در ناتر ساخته شده کار شد و پوسترهایی از فیلم های داستانی خاطره، من و مه و ... ساخته برادر عزیزم سعید روحی را باهم دیدیم، امروز صبح پیامی را از سعید روحی بزرگوار دیدم که مرا به عمق خاطراتتم برد. خیلی خوشحال شدم علیرغم اینکه ایشان در حال ساخت فیلمی سینمایی است و مطمئنا از نظر زمانی با کمبود وقت مواجه است اما علاقه به ناتر و ناتریها باعث شد که اینچنین من را مورد لطف خود قرار دهند. از زمانی که وی را می شناسم به شکل مثال زدنی ناتر را دوست داشت و فیلم مستند گوسن برینگا یکی از دغدغه هایش بود که در آن زمان به این موضوع پرداخت.

به خوبی به یاد دارم که وی در زمان ساخت فیلم من و مه در برف شدید زمستانی در ناتر چه مشقتهایی را تحمل کرد، همکارانش یخ و برف را با گرما آب می کردند تا مورد استفاده قرار گیرد ولی امروز داریم عده ای را که فکر می کنند که با دوربین روی سه پایه گذاشتن می توان یک صبح تا ظهر چند فیلم ساخت...نه... هنر هفتم نیاز به همت، مطالعه و تحقیق،علم ،  تجربه و ... دارد.

به هر حال با این مقدمه از شما دعوت می کنم که نگارش سعید روحی دوست داشتنی یا به قول خودش داش سعید ناتریها را بخوانید، افتخار بازیگری در سریال سپیده پیروزی ساخته وی را در کنار هنرمندانی همچون کاظم افرندنیا، محمدر ضا قلی پور، محمد روحی، بهنام شمس،حبیب قلیچ خانی  و ... داشتم.

در لحظاتی که این متن را نگارش می کردم متاسفانه خبر درگذشت مجتبی اقتداری یکی از بازیگران آن سریال به دستم رسید که مطمئنا سعید خان روحی از شنیدن این خبر متاثر خواهد شد.روحش شاد و یادش گرامی باد...

در این پست دلنوشته ای از سعید روحی یکی از کارگردانان خوب تئاتر،تلویزیون و سینمای کشور را که یکی از افتخارات هنر مازندران است را با هم می خوانیم.

......................................................... 

سعید روحی کارگردان مازندرانی تئاتر، تلویزیون و سینما:

دو دهه فعالیت مستمر فیلمسازی چالوس و نوشهر مدیون طبیعت، آب و هوا و مردمان ناتر است

بابک جان سلام .

 از وبلاگ ناتر بهشت کوهستان دیدن کردم , مروری بود بر خاطرات ریز و درشت سالهای دوستی , سالهای مهر ورزی , سالهای عاشقی . سالهایی که همه دوستان هنرمند با عشق و عللاقه و بدون کمترین امکانات پیوسته فیلمها و سریالهای مختلف را تولید و برای مردم به نمایش می گذاشتند .

 به واسطه برادر خوب و هنرمندت ( بهنام جان ) با ناتر در تابستان 1370 آشنا شدم و سپس با مهربانترین مادر دنیا زنده یاد ( مهتاب شمس ) و پدری جذاب و مقرراتی اما زلال ( حکمت شمس ) روحش شاد . و این آغاز پیوندی بود که مکانی بکر در دل کوهستان ما را به آب و آینه اتصال داد .

از آن دیدار نخستین به هر بهانه ای لوکیشن های فیلمها , سریالها و کلیپها ناتر بود و بس , ما از مردم شده بودیم و مردم هم ما را از خود می دانستند , تا جایی که اهالی محل ما را به نام کوچکمان صدا میزدند ( داش سعید ) زمستان و تابستان ما بودیم و ناتر بود و هنر هفتم , این فضای دل انگیز چنان با روح و جسممان اجین شده بود که دیگر سختی ها به چشم نمی آمد , مثلا نداشتن برق در روستا که خود معضل بزرگی برای هر گروه فیلمبرداری است , شارژ باطری ها , روشن شدن پرژکتورها و سایر وسایل ضبط فیلم مستلزم بودن منابع الکتریکی است , اما من و اعضای گروه سختی ها را به جان می خریدیم اما حاضر به تغییر مکان نبودیم چون ناتر دیگر صرفا یک مکان برای ثبت فیلم نبود , بلکه هویت آن سالهای فیلمسازی در چالوس شده بود . 

با وجود مسافت نسبتا طولانی و کمبود وسایل نقلیه و مشکلات ترددی آن روزها , دو دهه فعالییت مستمر فیلمسازی چالوس و نوشهر مدیون طبیعت مثال زدنی , آب و هوای خوش و مردمان نازنین ناتر است . باشد که مسوولان و مدیران محترم برای حفظ بافتهای قدیم ناتر و توسعه امکانات و تجهیزات گردشگری آن منطقه بکوشند تا شاهد حضور پررنگ تر هنرمندان و فیلمسازان کشور در این خطه سر سبز باشیم . و تشکر از بابک عزیز که با حفظ اصالت و فرهنگ خود نام ناتر را همواره زنده نگاه داشته است .

 ( ما را نه به خاطره بلکه به خاطر بسپارید ... سعید روحی )

......................................................... 

در پایان فقط می توانم بگویم درود بر تو سعید روحی عزیز،دست مریزاد و خداقوت... منتظر حضور دوباره شما در ناتر بهشت کوهستان هستیم...

......................................................... 


 

ویژه نامه سالگرد شروع به کار وبلاگ "ناتر بهشت کوهستان " -6

 

 .........................................................

گزارش زیر به همت و با پیگیری مجدانه دوست فرهیخته ام محمد حسین ملایی کندلوس انجام گرفت، دکتر جهانگیری را سالها است که می شناسم و به یاد دارم که در زمان کودکی پدر چندین بار ما را به کندلوس برد و با ابوی گرامیشان که نمی دانم در قید حیات هستند رفاقتی دیرینه داشتند...به هر حال امیدواریم دکتر جهانگیری و انسانهای اهل اندیشه ای مثل ایشان که در کشور ارتباطات قوی و مفید دارند برای آبادانی ناتر با ما همراه و همیار شوند...از م.ح.م.ک بابت دلبستگی اش به ناتر بهشت کوهستان و تهیه این گزارش که حکایت تعلق خاطرش به زادگاه ما است تقدیر ویژه دارم...

.........................................................

دکتر علی اصغر جهانگیری بنیانگذار و موسس مجموعه فرهنگی کندلوس:

تنها راه برون رفت اقتصادی در " ناتر " کار آفرینی است.

  دکتر علی اصغر جهانگیری بنیانگذار و موسس مجموعه فرهنگی کندلوس درحالي كه خود را براي حضور در جلسه يونسكو آماده مي كرد در گفتگو با وبلاگ " ناتر بهشت کوهستان" گفت: منطقه ناتر همچون کجور بسیار زیبا و خوش آب و هواست که مردمانی رئوف و مهمان نوازی دارد. ناتر

وی افزود: منطقه ناتر با منطقه کجور مشترکات فرهنگی و قومیتی فراوانی دارد و مردم خونگرم ناتر مانند مردم کجور همواره با طبیعت همنشین و همدم بوده و هستند.

وی ادامه داد: روستای ناتر استعدادها و پتانسیل های طبیعی فراوانی دارد که شناسایی و توجه به آن می تواند منجر به رشد و شکوفایی اقتصادی و فرهنگی در این منطقه شود و تاثیرات مثبت آن را می توان حتی تا آنسوی مرزها نیز شاهد بود.

بنیانگذار و موسس مجموعه فرهنگی کندلوس خاطر نشان کرد: برای آنکه بتوان روستای ناتر را از محرومیت های مختلف خارج کرد باید کارآفرینی را در بین مردمان سخت کوش و ساعی آن ایجاد کرد.

دکتر علی اصغر جهانگیری گفت: مردم روستایی ناتر همچون مردم جای جای روستاهای کجور استعدادهای فردی فراوانی را درخود جای داده است که متاسفانه به علت عدم توجه لازم به آن همچنان بالقوه باقی مانده است.

وی گفت: در کتاب خودم با نام کار آفرینی به شیوه دکتر جهانگیری که بزودی روانه بازار خواهد شد ، آورده ام که چگونه هر ایرانی با هر میزان سواد و باهر میزان درآمد و با هر میزان سرمایه در هر كجاي ايران می تواند کارآفرین باشد و بچگونه آنرا به بازار عرضه كند.

دكتر جهانگيري بيان داشت: مرد روستاي « ناتر » مي توانند با آموزش هاي كارآفريني روشهای مختلف تولید صنایع گوناگون در منزل خود را آموخته و محصولات متنوع تولید و سپس به بازار عرضه کنند و از این راه هم اشتغال ایجاد خواهد و هم اقتصاد خانواده  ترقی خواهد یافت.

بنیانگذار و موسس مجموعه فرهنگی کندلوس افزود: تنها راه برون رفت از مشکلات و معضلات اشتغال و اقتصاد در " ناتر" کار آفرینی می باشد که این استعداد ، قابلیت و توانمندی در نزد مردمان دانا و باهوش روستای ناتر کاملا  بارز می باشد.

 

.........................................................

معرفي بیشتر و بهتر دكتر علي اصغر جهانگيري

 .........................................................

دکتر علی اصغر جهانگیری

نام موسسه: مجتمع کشاورزی کندلوس

گاه‌شمار زندگی:

دکتر علی اصغرجهانگیری متولد اسفندماه سال 1325 در روستای کندلوس از توابع کجور است.وی پس از اتمام دوران تحصیلات ابتدایی و متوسطه در ایران راهی آمریکا می‌شود و در ایالت تگزاس در رشته حفاری چاه نفت ادامه تحصیل می‌دهد . پس از تحصیل به ایران بازمی‌گردد و به دلیل پذیرفته‌شدن در بورس سازمان‌ملل متحد در دانشکده وین در رشته پلمیر و الیاف مصنوعی تحصیل خود را آغاز می‌کند.

دکتر جهانگیری زمانی که به ایران بازمی‌گردد در کارخانجات سیمان تهران مشغول به کار می‌شود و همزمان با کار در کنکور دانشگاه پلی‌تکنیک پذیرفته می‌شود و کارشناسی ارشد مهندسی نساجی مدرک تحصیلی بعدی اوست.

وی به مدت ده سال مدیریت شرکت تولیددارو را به عهده می‌گیرد و همزمان با وقوع انقلاب، کارخانه هگزان که تولیدکننده محصولات شوینده و بهداشتی بود را تاسیس می‌کند.

 همزمان مجتمع کشاورزی کندلوس را هم احداث می‌ کند با این هدف که بتواند برای منطقه محروم و دورافتاده کندلوس کاری انجام دهد. ثبت موسسه فرهنگی و خیریه نیز از پروژه‌هایی بود که همزمان با هگزان و مجتمع کشاورزی کندلوس انجام ‌داد.

دکتر جهانگیری در زمان جنگ به دانشکده لندن می‌رود و موفق به اخذ مدرک PhD از دانشگاه North field در رشته جامعه‌شناسی می‌شود. ایشان به منظور افزودن بار اطلاعاتی خود سفرهای بسیاری به اقصا نقاط دنیا کرد و هوشمندی و استعداد خود را در زمینه‌های فراوانی آزمود.

تجارب کاری

تجارب کاری او درعرصه های متنوع به ترتیب تاریخی به شرح زیرمی باشد:

  • کمپانی بایرن جکسون آمریکا درزمینه حفاری چاه نفت
  • سیمان تهران (مسئول آزمایشگاه حفاری چاه نفت )
  • آلومینیوم دورال (مدیرپروژه ها )
  • شرکت پایه گذار (مدیرپروژه صنایع بسته بندی سولفاتیک )
  • مدیرعامل شرکت تولید دارو
  • مدیرعامل مجتمع کشاورزی کندلوس
  • مدیرعامل شرکت هگزان شیمی
  • بنیان گذار موزه کندلوس
  • موسس بنیاد خیریه کندلوس (دارنده مقام اول درایران براساس گزارش وزارت کشور )
  • صاحب امتیاز موسس فرهنگی جهانگیری
  • دارای پروانه تحقیقات علمی
  • موسس شرکت نوشدرمان تولید کننده داروهای بین المللی از منشا طبیعت
  • موسس و مدیر شرکت سیبون

فعالیتهای فرهنگی :

انسان دوستی ریشه گرفته از حس لطیفش ، سرسختی وتسلیم ناپذیری ، انگیزه بالا برای رقابت کاری ، بلندپروازی ودور اندیشی ، قدرت ایده سازی وایده پروری ،قدرت اجرایی که همگی دست به دست هم داده اند تا از او کارآفرینی تمام عیار بسازند .

الگو

این کارآفرین برتر که  10 سال مدیرعامل تولید دارو بوده، معتقد است الگویش در مدیریت کارآفرینانه ، معاون وی در این کارخانه بوده که با ایده " بشکنیم و بسازیم" باعث شده جسارت و خلاقیت دوران کودکی او تقویت شود.

منبع و منشا ایده

دانش غنی وتجربیات فراوانش درزمینه‌های مختلف والهام گیری او از منابع طبیعی وذخایر کشور بسیار درجهت گیری این امرتاثیر داشته است. پردازشگر ذهنی او ازهمان طفولیت فعالیت بدون وقفه‌اش را آغاز کرد و خلاقیت و نوآوری که در وجودش بود سهم بسزایی در ایده سازی او داشته است .

شروع کارآفرینی

او آغاز زندگی کارآفرینانه خود را پس از استعفا از تولید دارو و آغاز کسب و کار با 9000 تومان سرمایه می­داند که پس تجربه چند کار کوچک ، تصمیم به راه­اندازی کارخانه و تولید محصولاتی با نام هگزان می­گیرد و پس از فراز و نشیب بسیار در سال 1374با 5/2 میلیارد تومان وام و بدهی کارخانه را واگذار و دوباره کسب و کار را از صفر شروع می کند.

دکتر جهانگیری این بار وارد عرصه­های کشاورزی و اکوتوریسم می­شود و موفق به احداث یکی از دیدنی ترین مناطق توریستی کشور در کندلوس و معرفی و پرورش گونه­های جدیدی از میوه­ها و گیاهان دارویی می­شود.

دیدگاه ها

او به اصل وجود سرمایه به عنوان واژه ای مقدس اعتقاد دارد و آنرا لازمه پیشرفت، سلامت و بهداشت  تحصیلات و رفاه عمومی ذکر می‌کند و نیز  به سرمایه دار چون شخصیتی ارزشمند که با پشتوانه عشق طی طریق می کند، می نگرد و در این خصوص احکام اساسنامه اش را اینگونه بر می شمارد.

او دیدگاه کاملاً فرهنگی اش به مسائل ونگاه باریک بینش به تمام افقهای پیش رو ازاین منظر را اینگونه توجیه می کند: « احساس فرهنگی من خیلی غلبه دارد براحساس صنعتی‌ام. بعد فرهنگی این سرزمین آنقدر بالاست که من دست به هرکاری می زنم باید به نوعی با پوشش فرهنگی درارتباط باشد وگرنه هیچ صنعتکاری همه را ازصنعت درنمی آورد که به کار فرهنگی مشغول کند. من نسبت به کشاورزی دیدی فرهنگی دارم. درست است کارتولیدی است ولی من بایستی به روستاییان آموزش دهم  و بگویم چه کار کنند. من بارها شده است برای اینکه خاصیت گیاهان را توضیح بدهم با پیرمردها و پیرزنها برای چیدن گیاهان رفته‌ام و حتی  برخی از آنها آش درست کرده اند و من خاصیت مواد راتوضیح داده ام. این یک کار فرهنگی است.»

تامین منابع مالی

خود براین باور است که اگر هرفردی بتواند بجای هرکاری فضای تاریک ذهنش را روشن کند، می تواند آنقدر سرمایه از پستوهای تودرتوی آن بیرون بکشد که اصلاٌ نداند آنها کجا بوده اند. او درموردجمع آوری اشیاء قدیمی به نوعی قصد داشته است که دست به سرمایه سازی بزند چنانکه می گوید:" آن روز که من اینها راجمع می کردم فکر می کردم یک انگیزه ای بشود برای تحول اقتصادی."

انگیزه ها

دکتر جهانگیری در مورد انگیزه خود در تاسیس مجتمع کشاورزی کندلوس این گونه می گوید:

«به دلیل عشق به ایران به دنبال راهی بودم که دینم را نسبت به آن ادا کنم لذا یک منطقه محروم از کشور را انتخاب کردم و به وزارت کشور نامه‌ای ارسال و جریان را توضیح دادم در پاسخ نامه برایم نوشتند که در جغرافیای ایران چنین منطقه‌ای وجود ندارد. به من برخورد که حتی وزارت کشورهم از وجود این منطقه آگاه نیست.

ابتدا فکر کردم که چگونه می‌توانم فقر را در این منطقه ریشه‌کن سازم لذا به توزیع قند، چای و سایر مایحتاج زندگی پرداختم اما متوجه شدم باید ماهیگیری را به مردم یاد دهم نه ماهی خوردن را! در این سرزمین چیزی وجود نداشت جز یک طبیعت منحصربه فرد و چشم‌نواز.

 لذا به مطالعه گیاهان آن منطقه پرداختم و یاد گرفتم چگونه طبیعت را به خدمت بگیرم سپس اقدام به راه‌اندازی لابراتوار و مدرسه کردم. به دانش‌آموزان آموختم گیاهان دشت‌ها را بچینند و به لابراتوار بفروشند تا هزینه تحصیل خود را هم از این طریق تامین نمایند. به این ترتیب 184 نفر از 30 روستا مشغول تحصیل و کار شدند و هزینه‌های تحصیل خود را هم از طریق چیدن گیاهان تامین می‌کردند.

این کارخانه یکصد فرآورده تولید می‌کند و به اکثر کشورهای دنیا صادر می‌کند. من 250 گونه گیاه را از سراسر دنیا جمع‌آوری کرده‌ام و به ایران آورده‌ام و همان برایم پشتوانه‌ای شد که اهداف عمرانی‌ام را ادامه دهم به 66 روستا برق‌رسانی کردم، مخابرات،‌درمانگاه، مدرسه، موزه،‌ رستوران، پارک، فروشگاه و به طور کلی آنچه که در زندگی امروز بشر ضرورت دارد در این منطقه ایجاد کردم. من هیچ پشتوانه‌ مالی یا میراث هنگفتی برای انجام این امور در اختیارنداشتم هیچ ارتباطات نفوذی هم در سیستم‌های دولتی نداشتم بلکه فردی آزاد و مستقل و مفتخر به روستایی بودن هستم  .

زمانی که مجتمع کشاورزی کندلوس راه‌‌اندازی شد چند پروژه دیگر راهم انجام می‌دادم. حاصل تمام آن تلاشها تربیت مدیرکل، وکیل، شاعر، موسیقی‌دان، نویسنده و... از میان 180 کودک بود که می‌خواستند همان چوپان، کشاورز و... باقی بمانند.

به دلیل تلاش هایی که در توسعه و آبادانی کندلوس صورت گرفت این منطقه جهانی شده است و دولت آن را به عنوان یک منطقه توریستی بین‌المللی انتخاب کرده است. کندلوس امروز قطب بین‌المللی توریستی است. سالی 60 هزار گردشگر داریم که اتفاق پیش پاافتاده‌ای برای یک ایرانی نیست.»

مشکلات

زمانی که شرکت‌ هگزان را با پتروشیمی شریک شد پس از مدتی متوجه شد حاصل 20 سال تلاش بی‌وقفه‌اش به صفر رسیده است و او مانده‌ و کوهی از بدهی که پتروشیمی آنرا پرداخت نکرده بود و بانک او را مقصر می دانست. لذا مجبور شد از طریق مختلف بدهی ها را پرداخت کند و مجددا با اجاره یک دفتر کوچک کارش را از صفر آغاز نماید. شرایط بسیار سختی پیش‌رو داشت، فشارهای مالی زیادی هم به دوشش بود از سویی دو میلیارد تومان بدهی به بانک داشت و او را ممنوع‌الخروج اعلام کرده بودند دورانی را سپری کرده که حتی هزینه روزمره هم به سختی تامین می‌شد. اما تلاش کرد و با یک دفتر کوچک به تولید لوازم آرایشی بهداشتی پرداخت و برای اولین بار در ایران ژل کتیرا را روانه بازار مصرف کرد.

سپس با پوست میوه‌های معطر چای کیسه‌ای با 10 طعم مختلف را به تولید انبوه رساند که آن‌هم با موفقیت روبرو شد. شبانه‌روز کار کرد تا توانست سراپا بایستد. بارها گفته‌است:« اگر مرا در کویرلوت رهاسازی پس از یک سال که به کویر بیایید مشاهده خواهید کرد که در آنجا هم باغی درست کرده‌ام! »

کارآفرین

به نظر دکتر جهانگیری کارآفرینی دو بخش دارد که ریشه در ژنتیک و اکتساب از محیط دارد:

«فردی که از همان کودکی جاه‌طلب است و بزرگ فکر می‌کند و ایده‌های متعددی در ذهن می‌پروراند باید دانست که کارآفرین است و همین انسان کوچک، افق‌های بزرگی را مشاهده می‌کند.

 شرایط زندگی و اجتماع در کارآفرین شدن افراد موثر است ما در این جامعه و با این دولت زندگی می‌کنیم و می‌دانیم کسی به دادمان نخواهد رسید و حتی مورد تمسخر هم قرار می‌گیریم. اگر ایده‌هایی در ذهن دارید آن را باور کنید اما اگر به آن تحت عنوان سکو نگاه می‌کنید، کار نکردن را بهانه نکنید.  

اگر آن این ایده را باور دارید آن را بارور سازید. من اعتقاد ندارم که مسائل مالی مشکل بزرگی برای توقف باشد. طرح را می‌توان با دوستان،‌ اطرافیان و بانک در میان گذاشت و انجام داد. من برای تحقق ایده‌ام منزلم را به فروش رسانده‌ام اما از همان ابتدا به آن دیده اطمینان کافی داشتم. معقتدم کارآفرین نباید عمرش از به انجام یک فعالیت اختصاص دهد. باید سراغ فعالیت‌های دیگر هم برود و مثلا صد ایده را به نتیجه برساند. اگر کارآفرین در یک شغل باقی بماند دیگر کارآفرین نیست.»

این کارآفرین فعال و خستگی­ ناپذیر که از سوی یونسکو و میراث فرهنگی به عنوان چهره ماندگار معرفی شده کشور ایران را به علت داشتن منابع عظیم انرژی و نیروی انسانی ارزان، بهترین جا برای سرمایه­گذاری می­داند اگر چه معتقد است سیستم دولتی و تکیه بر ثروت حاصله از نفت، یک  مانع اساسی در راه کارآفرینی بشمار می­رود وبهترین مسیر در این عرصه توسعه کسب و کارهای جدید خانگی و کوچک است.

او بزرگترین آرزوی خود را ایجاد پنج میلیون فرصت شغلی برای جوانان ایرانی می­داند و معتقد است این کار فقط با دورنگری و ایده­ها و روش­های نو امکان­پذیر است و ادامه سبک سنتی کشاورزی و صنعت و بازار در ایران جواب نمی­دهد.

گفتنی است در سال 1388 براي سومين سال متوالي دکتر جهانگیری به عنوان کارآفرین نمونه کشور برگزیده و معرفی شدند.

ویژه نامه سالگرد شروع به کار وبلاگ "ناتر بهشت کوهستان " -7

 

.........................................................  

کمتر کسی در مازندران پیدا می شود که کریم سلمان پور گزارشگر برنامه های رادیویی یا مجری برنامه های تلویزیونی صداو سیمای مازندران را نشناسد، ناتریها به خوبی وی را می شناسند...برنامه گلبانگ ساحل که در سال ۷۲ دو روز با موضوع و محوریت معرفی روستای ناتر در رادیو مازندران پخش شد...سلمان پور اصالتی شیرازی دارد و تعلق خاطرش به مازندران وصف ناپذیر است...ناتر را بسیار دوست دارد و هر از چند گاهی که همدیگر را می بینیم از خاطرات شیرینش با مردم روستای ناتر و طبیعت وصف ناپذیرش می گوید... چند روز پیش سعادت همراه ما شد تا با حاج کریم به کلاردشت برویم و وی از  کلنو و حسن کیف گزارشهایی را تهیه کرد...در آن روز از خاطرات گفت و نوشته ای از ناتر به من هدیه داد که برای همیشه نگهش خواهم داشت...حاج کریم دوست داشتنی و با معرفت است و من به عنوان یک استاد همیشه به ایشان احترام می گذارم...دوستی ارزشی است و باور کنید که نکته جالبی همیشه همراه وی وجود دارد و آن نیز این است که اگر بداند کسی در چیزی استعداد دارد تشویقش می کند...یکی از مشوقان من برای مجریگری و کار رسانه ای حاج کریم بود و هست و می توان گفت که کریم سلمان پور یک ناتر دوست به تمام معنی است...خدا پدر سعید روحی را بیامرزد که سالها پیش باعث آشنایی وی با خانواده ما و ناتریها شد...در زیر پیام زیبای کریم سلمان پور از ناتر را می خوانیم...

.........................................................  

 کریم سلمانپور گزارشگر نام آشنای رادیو و چهره صمیمی سیمای مازندران

در ناتر مرور زمان در پس ثانیه ها حس نمی گردد، ناتر زیبا دوستت دارم.ناتر و کریم سلمان پور

ناتر، سرزمینی رویایی در بلندای مهربان کوهستانی سترگ با دورنمایی پر امید و خوش هیبت، در ناتر مرور زمان در پس ثانیه ها حس نمی گردد.

ناتر و مردمان صمیمی اش را بخصوص بابک شمس عزیز و سایر دوستانم که اهل این دیار هستند را دوست دارم و در آرزوی سفر دوباره به آنجا لحظه شماری می کنم.

 هرگز اقامت شبانه در منزلگاه آرام و دلپذیر ناتر، سکوت صبحگاهان آن دیار را در خاطراتم و در ذهن و روحم از یاد نمی برم.

ناتر همیشه استوار و  پرباجا بمان تا همگان در شوکت و آرامش تو مرور زندگی و خوشی های لحظه های عمر را یادآوری کنند...ناتر زیبا دوستت دارم.

.........................................................  

    ضمن تشکر از پیگیریهای محمد حسین ملایی عزیز جهت تهیه عکس حاج کریم، این عكس را آقاي عسگري اميني از گزارشگران فعال راديو مازندران ارسال كرده است....

.........................................................  

ویژه نامه سالگرد شروع به کار وبلاگ "ناتر بهشت کوهستان " -8

 

.........................................................  

آقا داریوش شمس را می شناسید...همان دروازه بانی که شموشک،صباباتری،سایپا و خیلی دیگر از تیمهای شاخص فوتبال کشور روزی این دروازه بان حرفه ای را در خود می دید...این ناتری عزیز پای گفتگو با محمد حسین ملایی یکی از گزارشگران خوب منطقه و همکار افتخاری وبلاگ ناتر بهشت کوهستان نشست...این گفتگو ماحصل همکلامی یک فوتبالیست  ناتری با یک گزارشگر است که ناتر را وطن دوم خودش می داند...داریوش عزیز در جمله بسیار زیبا گفت: افتخار می کنم که اهل روستای ناتر هستم. و ما نیز برای وی آرزوی خوشبختی داریم

.........................................................  

داریوش شمس، یکی از دروازه بانان شاخص فوتبال کشور:

با تمام وجودم به زادگاه و همولایتی هایم عشق می ورزم و دوستشان دارم

خیلی ها می خواهند بدانند که چرا درلیگ های بالاتر بازی نمی کنی؟
معتقدم هر چه قسمت باشد هرچند آینده انسانها تا حدودی دست خودشان می باشد و از سویی دیگر این خداوند متعال است که قسمت انسانها را رقم می زند ولی به هر صورت بازی نکردن من در لیگ های بالاتر چند دلیل دارد که از جمله آن اینکه من کنار خانواده بودن را مهمتر از همه چیز می دانم و دوست دارم در کنار همسرم و دخترم پارمیس باشم چون به اندازه کافی بخاطر بازیها و اردوهای خارجی در فوتبال از نبود من رنج می برند و از طرفی اینکه ، در فوتبال امروز، انتخاب با خود فوتبالیست نیست چون دلال ها در کار فوتبال خیلی دخالت دارند و در واقع برای آنها زحمت می کشی و پول زحمت تو در جیب آنها می رود و همچنین رابطه بازی موجود در فوتبال، فوتبال زدگی بوجود می آورد و در این فوتبال حق به حقدار نمی رسد.
خانواده ام کمک بسیار زیادی به پیشرفتم کردند و خدا رحمت کند پدرم را که اوایل دوران فوتبالی ام زیاد دوست نداشت من فوتبال را ادامه بدهم اما وقتی وارد لیگ فوتبال کشور شدم ایشان هم به فوتبال بسیار علاقه مند شد و همواره پیگیر بازیهای من بودند.
همچنین همواره زحمات و دعای خیر مادرم و زحمات برادرم حاج مرتضی شمس موجب ترقی و پیشرفتم بود و هست و از همین جا به خاطر زحماتی که برایم کشیدند نهایت تشکر را دارم.ناتر داریوش شمس


شما از خانواده معظم شهدا هم هستید.از تاثیرات معنوی برادر شهیدتان در زندگی ورزشی تان بگو.
شهید محمد شمس ناتری انسانی بزرگوار و بسیار خوش اخلاق بود و من چیزهای زیادی از این شهید بزرگوار یاد گرفتم که سالم زندگی کردن یکی از آموخته هایم از ایشان می باشد که در وصیتنامه خود نیز بر سالم زندگی کردن تاکید داشت.


زمانی که ایشان به درجه رفیع شهادت نائل آمدند ، شما کجا بودی و چطور مطلع شدی؟
من در آن لحظه به همراه تیم منتخب جوانان مازندران در اردوی آماده سازی مشهد مقدس بودم که به من اطلاع دادند برادرم محمد به شهادت رسید و من هم از اردوی تیم مرخصی گرفتم و در مراسم تشییع پیکر برادرم شهید محمد شمس ناتری حضور یافتم و دوباره به اردوی تیم در مشهد مقدس ملحق شدم و امروز یاد و خاطره برادر شهیدم موجب سالم زندگی کردنم هست و به این زندگی سالم و سلامت افتخار می کنم.


وقتی به زادگاهتان روستای ناتر می روید برخورد مردم با شما چگونه است؟
مردم زادگاهم مثل همیشه خونگرم و مهمان نواز هستند و هر زمانی هم که به ناتر می روم مثل همیشه برخورد بسیار محبت آمیزی با من دارند و بچه ها نیز همیشه دورم جمع می شوند و از من می خواهند که با آنها عکس یادگاری بگیرم و من از اینکه اهل روستای ناتر هستم با تمام وجودم به زادگاه و همولایتی هایم عشق می ورزم و دوستشان دارم و افتخار می کنم که اهل روستای ناتر هستم.

ویژه نامه سالگرد شروع به کار وبلاگ "ناتر بهشت کوهستان " -9

.........................................................

پوستری از فیلم " من و مه " اثری از سعید روحی که در سال ۱۳۸۱ در علیگاسر ( شمس آباد ) ناتر فیلمبرداری شد.

منبع دریافت پوستر: پایگاه فیلم و تئاتر چالوس

 .........................................................

ویژه نامه سالگرد شروع به کار وبلاگ "ناتر بهشت کوهستان " -10

.........................................................

فیلم داستانی " خاطره " کاری نوشته و کارگردانی  سعید روحی بود که تصویری از پوستر این فیلم را برایتان به نمایش گذاشتم.

نکته جالب اینکه این فیلم در ناتر و اغلب صحنه هایش در چترگوش تصویربرداری شد،

 خاطره محصول سال ۷۲ است و بهنام شمس برادر هنرمندم نیز در این فیلم در نقش یکی از رزمندگان هشت سال دفاع مقدس ایفای نقش می کرد.

منبع دریافت پوستر: پایگاه فیلم و تئاتر چالوس

 .........................................................

سالگرد شروع به کار وبلاگ "ناتر بهشت کوهستان است"

 

سلام به همگی دوستان و همولایتی های باصفا

شانزدهم دیماه سالگرد شروع به کار وبلاگ "ناتر بهشت کوهستان است" سالگرد واقعی این وبلاگ سیزدهم دیماه یعنی  روز وفات نیما یوشیج (پدر شعر نو) که او نیز زاده کوهستانهای مازندران بود که البته در آن روز به احترام خانواده بزرگوار مرحوم محمد شمس ناتری که تازه رخت برای سفر به دیار باقی بسته بود این راه اندازی به تاخیر افتاد.

بنا دارم چند پست از یادداشتهای مورد علاقه همولایتی ها را از امروز بعنوان ویژه نامه سالگرد فعالیت گروه به نمایش بگذارم و مطمئنا برای سیزدهم برنامه ای را در نظر خواهم گرفت...