شما هم عکس قدیمی دارید، پس ارسال کنید...
عکسی قدیمی که خاطرات در آن موج می زند...
.....................................................
یک دوربین یاشیکای ام اف ۲ داشتیم، اغلب همراه خودم به ناتر می بردم، این عکس حاصل یک سفر چند روزه با دوست خوب و قدیمی ام کیوان حیدریان و آقا محسن حیدریان است، به ناتر رفته بودیم تا دسته جمعی برای آبگرم عازم دلیر شویم...
البته الان در این محوطه چند خانه ساخته شده و به قول معروف شبه شهرک شده، خانه هم به همت خان داداش (آقا بهزاد) مرمت و بهسازی شد و انصافا همیشه چراغ این خانه را روشن نگه داشت، گاهی فکر می کنم اگر آقا بهزاد این عشق به ناتر را نداشت و یا این خانه به ایشان نمی رسید شاید قدیمی ترین یا بهتر بگوییم اولین خانه ی شمس اباد(علیگاسر) نیز امروز حال و روزش مانند خیلی از خانه های ویران شده ی درون محل بود...

کمتر کسی است که از این محوطه و خانه خاطره ای نداشته باشد، مخصوصا شبهایی که موتور برق نفت سوزی که با سوخت بنزین روشن می شد و رنگ آبی اش دلنواز بود...
اگر چه عده ای خاطرات رفت و آمد به این محوطه را فراموش کردند ولی بخش اعظمی از خاطرات علیگاسر نشینان در این محوطه بود، گلی کاچ، توپ بازی، قرار گذاشتن برای رفتن به ککی چشمه و آب آوردن و...
مطمئنا عده ای از دوستان قلم خواهند زد و با نگاه های مختلف احساس شان را از دیدن این عکس بیان می کنند، این عکس را سال ۱۳۷۴ یا ۱۳۷۵ گرفتم...
در پایان باید اینگونه نوشت که "روزگار غریبیست..."
راستی، شما هم عکس قدیمی دارید، پس ارسال کنید...











