......................................................... 

یکی از دغدغه های من از ابتدای راه اندازی وبلاگ " ناتر بهشت کوهستان " این بود که از توان همه همولایتی ها در این وبلاگ استفاده شود، در ابتدای قضیه نیز چند پست را به نگارش یا عکسهای وبلاگ نویسان ناتری اختصاص دادم، اما این مسئله به همین خلاصه شد و این ارتباطات مقطعی گردید، چند روز پیش از علی آقا مجید ناتری شروع کردم و ایشان نیز محبت کرد و چند سطری برایمان نگارش کرد، از همه عزیزان درخواست دارم تا در این مسیر همراه و همیارمان باشند، اما نوبتی هم باشد نوبت خواندن مطلبی از ع م ن یعنی همان علی آقای ما است.

 ......................................................... 

بچه هاي قديم عليگاسر

اون قديم نديما ! البته منظور يكي دو دهه قبل وقتي بعد از امتحانات خرداد ماه از تحصيل فارغ مي شديم دلمون هواي ناتر و علي گاسر مي كرد، چه ايامي خوبي با سعدي و بابك داشتيم،
اول صبح با چند تا قرص نان ، يك كتري رنگ و رو رفته و مقداري چاي سه مشت نشان راهي ككي چشمه مي شديم و بعد از خوردن صبحانه يك صعود تا كلامشت داشتيم جايي كه عليگاسر با منازل مشهدي شجاع ، آقاي نصيري ، حاجي نامدار ، آقا برار، ميرزاحكمت ، حاج اصغر ، آقا سلمان ، آقا مرتضي ، عمه تاج نساء ، حاجي نورالدين وتني چند ديگر ... خود نمايي مي كرد واقعا ديدني بود،
خلاصه براي ناهار به خونه هايمون مي رفتيم تو راه هم زنبور هاي كندو داران مهاجر يه حالي به ما مي دادند .

ناتر ناتری ناترج
عصر هم كه جون مي داد براي گلي كاچ و كايت بازي (اينقدر تو سر و كله هم مي پريديم كه نگو)غروب هم مي رفتيم بالاي جاده و به مسافرهاي عمو نياز ، كربلايي عباد ، ميرزا و حسن با شور و ذوق زياد دست تكان ميداديم ، اصلا نمي فهميديم كي شب شده !
حالا راه ككي چشمه بسته شد ، بادي اجازه وزيدن ندارد ، از همسايگان قديمي خبري نيست عليگاسر يا همان شمس آباد شده اقامتگاه تابستاني برادران ....... و ............. !

......................................................... 
ضمن تشکر از علی مجید ناتری نکته جالب اینکه ایشان در پایان نوشته اش اینچنین ثبت کرده است: "حاج بابک این هم خاطره درخواستی شما (هم بازی قدیمی) "

.........................................................